Quantcast
Channel: من از دیار عروسک ها می آیم
Browsing latest articles
Browse All 80 View Live

نگاه میکنم از شیشه خواب دنیا را...

آدمها قانون های مسخره و عادات و رسوم مسخره و آیین های مسخره و منطق های مسخره دارند كه زندگی مسخره شان را متمدنانه به نمایش بگذارند. آدم ها دروغ های مسخره اند. هنرمندهای پست مدرن ِ احمق ِ همیشه در حال...

View Article


بیست و چند سالگی ام را توی بغلت نگه دار

مادربزرگ همیشه یادش می‌ماند وقت نماز را بهم یادآوری کند. اوقاتش تلخ می‌شد اگر نمی‌خواندم. وقتی میخواندم خیال هردومان راحت می‌شد. حالا ولی نخوانده هم خیالم راحت است. خیلی وقت‌ها هم حالم خوب است. حالم...

View Article


مکان توهمی ست که ما در آن سکس می کنیم *

+ بعضی آدم ها انگار فقط به دنیا آمده اند که دوستشان داشته باشی. در برابرشان کاری جز دوست داشتن نمی توانی بکنی. استاد زبان دوم ما از این دست آدم هاست. با خودش ترس و نگرانی نمی آورد. حس خوبی دارم از...

View Article

بوی مرا این آب و صابون ها نخواهد برد...

بوی مرا این آب و صابون ها نخواهد برد...

View Article

بهترین روزهایی که نبودم

حس خیلی بدیه اینکه یه مدت طولانی نباشی. حتما برمی گردم.

View Article


ماهی سیاه کوچولویت دلش تنگ شده

گفت: "وقتی بمیرم دیگر هیچی مهم نیست. گل و دعا و گریه خوشبختی از دست رفته را به من نمی گرداند."بعد دیگر هیچی نگفت. حتی از خزر هم حرفی نزد. آنقدر سکوت کرد که مطمئن شدم مال اینجا نیست.

View Article

Requiem for a dream

می‌گویند یونسکو وقتی "پادشاه میمیرد"را نوشت، به مرگ فکر میکرد. به مواجهه با مرگ. به قول خودش این کار تمرینی بوده برای کاستن از این ترس. اما آیا توانست از آن بکاهد؟ اگر توانسته بود همسرش مجبور نبود هر...

View Article

اما تو نادان بمان!

به اندازه‌ای که بتوانم فکر نکنم منگ شده‌ام. و هر چیز کوچکی حتی، سلسله‌مراتب‌وار در اطراف سر ِ نیمه دوّارم جولان می‌دهد. گوگل می‌گوید نمیمیرم. البته از این بابت چندان نگران نیستم. هرچند به اعتقاد گوگل...

View Article


این عشق ِ دیرینه‌ی مُرده به مرگ...*

باورت نمی‌شود سانتیاگو. اما امروز حالم خوب است. انگار گوشه‌ای از جهان نیازمند توجه من است. و من اگر بنویسم و سرم را از هجوم ِ بی‌وقفه‌ی جهان‌های موازی ِ شتاب‌زده خالی کنم سبک می‌شوم. آنقدر سبک که...

View Article


قرقاولی بر فراز دره

نمی‌توانم جلوی زمان را بگیرم نینوش. سرش را پایین انداخته و می‌رود. مثلا یک ساعت پیش پنجشنبه بود و حالا سه‌شنبه است. انگار فقط یک بار پلک زده باشم و در همان پلک زدن، کسی چند روزم را خورده باشد. لعنتی...

View Article
Browsing latest articles
Browse All 80 View Live